از دوران قدیم و به علی الخصوص در کشورهای مسلمان، سنت مهریه وجود داشته و دارد. هنگام عقد ازدواج، برای زن مهریهای تعیین میشود. این سنت در میان یهودیان نیز رایج است و هنگام طلاق یا فوت شوهر، مهریه به زن پرداخت میشود، که شاید از همین طریق به دین ما نیز وارد شده باشد. در کشور ما نیز رسم مهریه گرفتن وجود داشته و هنگام عقد نکاح، مهریهای مشخص برای زنان تعیین میشود.
امروزه دعاوی مربوط به مهریه، همراه با دعاوی طلاق، بخش بزرگی از پروندههای دادگاههای خانواده را تشکیل میدهند و باعث ایجاد اختلافات و مشکلات فراوانی برای هر دو طرف شدهاند. گاهی این دعاوی به حدی پیچیده میشوند که علاوه بر طولانی شدن، زجرآور و پرعذاب نیز میگردند. مهمترین دلیل این وضعیت، عدم مشورت با وکلای دادگستری و مشاوران حقوقی از همان ابتدا است. همچنین فرآیند دریافت مهریه نیز باید با همراهی یک وکیل مجرب انجام شود تا زن به حق قانونی و شرعی خود دست یابد. در غیر این صورت، ممکن است زن این حق خود را از دست بدهد یا به هر نحوی متضرر گردد.
مهریه چیست؟
مهریه، که در زبان فارسی به آن کابین نیز گفته میشود، مالی است که زن در اثر ازدواج مالک آن میشود و مرد ملزم به پرداخت آن به زن میباشد. همانطور که ذکر شد، مهریه در حقوق ایران بر اساس سنت و مذهب قرار دارد و مشابه آن در حقوق کشورهای غربی یافت نمیشود.
هرچند تعیین مهریههای سنگین که اخیراً رایج شده، مشکلاتی دارد و میتواند مانعی برای تشکیل خانواده باشد، اما مهریه که توسط مرد به زن پرداخت میشود، میتواند تا حدی کمبود سهم الارث زن را در حقوق ایران جبران کند. علاوه بر این، مهریه در عرف نشاندهنده احترام و ارجی است که مرد برای زن قائل است و تعهد شوهر برای تأمین زندگی زن را نمایان میکند. لازم به ذکر است که در ازدواج دائم، تعیین مهریه شرط لازم برای صحت عقد نیست و ممکن است ازدواج بدون تعیین مهریه صورت گیرد که در این حالت، زن پس از نزدیکی مستحق مهرالمثل خواهد بود که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
قوانین مربوط به مهریه در مواد ۱۰۷۸ تا ۱۱۰۱ در قانون مدنی آمده که تماما از فقه امامیه برگرفته شده است.
انواع مختلف مهریه
در فقه و قانون مدنی، مهریه به سه نوع تقسیم میشود: مهرالمسمی، مهرالمثل و مهرالمتعه، که هر یک دارای شرایط و احکام خاص خود هستند. در ادامه به توضیح هر یک از این انواع میپردازیم:
مهرالمسمی:
وقتی مهریه در عقد ازدواج مشخص میشود، به آن مهرالمسمی گفته میشود. این اصطلاح از فقه اسلامی برگرفته شده و در ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی نیز به کار رفته است، هرچند قانون مدنی تعریف دقیقی از آن ارائه نکرده است. با این حال، بر اساس مواد مختلف قانونی و فقه اسلامی، میتوان گفت که مهرالمسمی عبارت است از مالی مشخص که به عنوان مهریه با توافق زوجین تعیین میشود یا توسط شخصی که زوجین انتخاب کردهاند معین میگردد.
این مال میتواند شامل اشیای عینی مانند خانه، زمین، باغ، اتومبیل و غیره باشد، یا ممکن است شامل منافع باشد، مانند اجارهبهای یک خانه برای مدت معین، سکونت در یک محل خاص، آموزش زبان خارجی یا یک هنر خاص، یا ساختن خانهای مشخص. همچنین، طبق قانون، مهریه میتواند شامل یک حق نیز باشد.
مهرالمثل:
مهرالمثل به مهریهای اطلاق میشود که در هنگام عقد ازدواج تعیین نشده و بر اساس عرف و شرایط خاص زن مانند سن، زیبایی، تحصیلات، موقعیت خانوادگی و اجتماعی، و با توجه به شرایط زمانی و مکانی مشخص میگردد.
ماده ۱۰۹۱ قانون مدنی بیان میکند: «برای تعیین مهرالمثل باید شرایط زن از لحاظ شرافت خانوادگی و سایر ویژگیها و وضعیت او نسبت به همنوعان و اقوام و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.» بر اساس قانون مدنی، زن در موارد زیر مستحق مهرالمثل است:
- اگر مهریه در عقد ازدواج مشخص نشده باشد و قبل از توافق بر مهریه، بین زوجین نزدیکی رخ دهد (مطابق ماده ۱۰۸۷ قانون مدنی).
- اگر در عقد ازدواج شرط شده باشد که مهریه تعیین نشود و قبل از توافق بر مهریه، بین زوجین نزدیکی رخ دهد (مطابق ماده ۱۰۸۷ قانون مدنی).
- اگر توافق زوجین درباره مهرالمسمی به دلیلی باطل باشد، مثلاً اگر مال تعیین شده ناشناخته باشد یا ارزش مالی نداشته باشد (مطابق ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی).
- اگر ازدواج باطل باشد و زن نسبت به بطلان ازدواج ناآگاه باشد و نزدیکی نیز رخ داده باشد. ماده ۱۰۹۹ قانون مدنی در این مورد میگوید: «در صورت ناآگاهی زن به بطلان نکاح و وقوع نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل است.»
مهرالمتعه:
در صورتی که طلاق قبل از نزدیکی و تعیین مهریه صورت گیرد، زن مستحق دریافت مهرالمتعه خواهد بود. ماده ۱۰۹۳ قانون مدنی بیان میکند: «هرگاه مهریه در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهریه زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد، مستحق مهرالمثل خواهد بود.» مهرالمتعه، یا متعه، در اصطلاح حقوقی به مالی گفته میشود که شوهر در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی و تعیین مهریه، به تناسب وضعیت اقتصادی خود به زن پرداخت میکند. بر اساس ماده ۱۰۹۴ قانون مدنی، برای تعیین مهرالمتعه، وضعیت مالی مرد در نظر گرفته میشود.
مهریه چه ویژگیهایی دارد؟
به خاطر داشته باشید که قراردادی که زن و مرد در مورد مهریه منعقد میکنند، یک قرارداد تبعی است؛ به این معنا که این قرارداد جنبه مالی دارد و مستقل از اصل ازدواج است، اما به آن وابسته میباشد. بنابراین، لازم است شرایط اساسی صحت معامله در آن رعایت شود. از این رو:
- مهریه باید دارای ارزش اقتصادی باشد، یعنی قابل معامله و دارای ارزش مالی باشد. به عبارت دیگر، مهریه باید در یک قرارداد معوض قرار گیرد، همانطور که در ماده ۱۷۸ قانون مدنی اشاره شده است.
- مهریه باید قابل تملک توسط زن باشد، مطابق ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی. بنابراین، اموال عمومی مانند جادهها، باغهای عمومی و موقوفات را نمیتوان به عنوان مهریه تعیین کرد. همچنین مالی که تحت بازداشت اجرایی قرار دارد، نمیتواند به عنوان مهریه در نظر گرفته شود مگر با اجازه صاحب حق. مال قابل تملک میتواند به صورت عین معین، کلی، منفعت، کار یا حتی حق باشد. اگر مهریه به صورت عین معین تعیین شود، باید در زمان عقد موجود باشد و اگر معلوم شود که از بین رفته است، تعیین مهریه باطل میشود و زن مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود، که این موضوع از ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی استنباط میشود.
- مالی که به عنوان مهریه تعیین میشود باید متعلق به شوهر باشد. البته با اجازه مالک، ملک دیگران نیز میتواند به عنوان مهریه تعیین شود. اگر بدون اجازه مالک، ملکی به عنوان مهریه تعیین شود و سپس مالک آن را تأیید کند، مهریه معتبر خواهد بود. در غیر این صورت، شوهر باید مثل یا قیمت آن را به زن بپردازد، مطابق ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی.
- مهریه باید برای طرفین بهطور واضح و بدون ابهام معلوم باشد. این موضوع در ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی ذکر شده است. بنابراین، نمیتوان مقدار نامعلومی از زمین، طلا یا کالایی با مشخصات نامشخص را به عنوان مهریه تعیین کرد.
- مهریه باید معین باشد، یعنی نمیتوان یکی از چند چیز را بهطور نامعین به عنوان مهریه قرار داد، مثلاً یکی از دو خانه بهطور نامشخص.
- مهریه باید دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد، همانطور که از مواد ۲۱۵ و ۳۴۸ قانون مدنی استنباط میشود. بنابراین، چیزی که قانون فروش یا استفاده از آن را ممنوع کرده، مانند مواد مخدر، نمیتواند به عنوان مهریه تعیین شود.
- شوهر باید توانایی تسلیم مهریه را داشته باشد، وگرنه تعیین مهریه معتبر نخواهد بود. مثلاً انگشتر یا گردنبندی که در چاه افتاده و دسترسی به آن ممکن نیست، نمیتواند به عنوان مهریه تعیین شود. البته اگر زن قادر به دسترسی به آن باشد، میتواند آن را به دست آورد.
تعیین ارزش مهریه به چه صورت انجام میشود؟
در حقوق مدنی، برای مهریه هیچ حداقل و حداکثری تعیین نشده است و زوجین میتوانند با توافق یکدیگر میزان آن را مشخص کنند. ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی در این زمینه بیان میکند: «تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.» شکی نیست که تعیین مهریههای سنگین در ازدواج، که متاسفانه امروزه رایج شده است، اگرچه از نظر اسلام ممنوع نیست، اما ناپسند به شمار میآید. افزایش روزافزون مهریه یکی از مشکلات ازدواج در زمان حاضر است که باید برای آن چارهای اندیشید. آموزش و پرورش صحیح دختران و خانوادهها و متقاعد کردن آنان به این که ازدواج یک معامله اقتصادی نیست و حیثیت و خوشبختی دختر و گرمی خانه و خانواده به میزان مهریه بستگی ندارد، و در واقع فرهنگسازی مناسب جلوتر از اصلاح قانون، میتواند در تعدیل مهریه تاثیرگذار باشد.
این قانون تازه حمایت خانواده، مقرراتی را برای مهریه تعیین کرده است که محدودیتهایی را برای زوجین ایجاد میکند. طبق ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده سال ۱۳۹۱، اگر مهریه در زمان عقد به حداکثر ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن محدود باشد، وصول آن بر اساس مقررات ماده ۲ قانون اجرای محکومیتهای مالی صورت میگیرد. در صورتی که مهریه بیشتر از این مقدار باشد، تنها توانایی مالی زوج برای پرداخت مهریه اضافی اندازهگیری میشود.
در عین حال، لازم به ذکر است که قانون جدید وضعیت مهریه را بهطور کامل محدود نکرده است، بلکه فقط ضمانت اجرای مهریه مازاد بر ۱۱۰ سکه را کاهش داده است. این ضمانت اجرای کیفری برای مهریه مذکور به این معناست که اگر شوهر از پرداخت مهریه اضافی امتناع کند و دادخواست اعسار هم ندهد یا ادعای اعسار او رد شود، طبق ماده ۲ قانون محکومیتهای مالی، زن میتواند درخواست حبس شوهر را تا زمان پرداخت مهریه اضافی بدهد.
اما در مورد مهریه بیشتر از ۱۱۰ سکه، به نظر میرسد که ضمانت اجرای کیفری وجود ندارد، و زن فقط میتواند از طریق دادگاه و با اثبات توانایی مالی زوج، حق خود را مطالبه کند.
تعدیل در مقدار ریالی مهریه
با توجه به شدت تورم و افت وحشتناک ارزش پول در سالهای اخیر، ارزش مهریههایی که به پول رایج ایران تعیین شده بود، به شدت کاهش یافت و زنان نمیتوانستند با آن بهرهای کسب کنند، که این وضعیت با مفهوم عدالت و انصاف همخوانی نداشت. در نتیجه، قانونگذار در سال ۱۳۷۶ تلاش کرد تا برای رفع این مشکل اقداماتی انجام دهد و برای تعدیل مهریههای این نوع، افزایش مهریه بر اساس تغییرات شاخص قیمتها را در نظر گرفت. بنابراین، به ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی تبصرهای افزوده شد که بنا به آن، اگر مهر به صورت پول رایج باشد، مگر اینکه زوجین در زمان انجام عقد بر شیوهای دیگر توافق کرده باشند، اجرای آن ممکن نخواهد بود.
شرایط صحت در مهریه چیست؟
اگر مهریه از یکی از شروط لازم برای صحت خود کم باشد، باطل خواهد بود، اما عقد نکاح به طور کلی صحیح خواهد بود. به عنوان مثال، اگر مهریه به شکل مجهول یا نامعین تعیین شده باشد، یا پس از عقد مشخص شود که در زمان عقد مهر وجود نداشته یا مهر از نوع دیگری بوده و مالک آن را تحقق نداده، در این حالت مهریه باطل است. با این حال، از آنجایی که مهریه به عنوان یک امر جانبی و معتمد به نکاح در نظام حقوقی محسوب میشود و از ارکان نکاح به شمار نمیآید، بطلان مهریه تأثیری بر صحت نکاح ندارد. باید به یاد داشت که اگر مهرالمسمی به شکل مجهول باشد، یا کاملاً بیارزش باشد، یا مالک آن مالک ملک نباشد، در این صورت مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود.
مفهوم ضمانت اجرای مهریه
مالکیت زن بر مهریه و ضمانت اجرای آن طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی به شکل زیر است: زن به محض عقد، مالک مهر میشود و دارای حق انجام هرگونه انتفاع و تصرف مالکانه در آن است، به طوری که میتواند آن را به فروش بگذارد، ببخشد یا اجاره دهد.
در صورتی که مهر به شکل کلی عین باشد، مانند مقداری پول یا طلا، شوهر باید آن را به زن بپردازد تا مهر معین شود. زن این حق را دارد که مهر را مطالبه کند، مگر اینکه اقساطی برای تسویه آن تعیین شده باشد، به موجب ماده ۱۰۸۳ قانون مدنی.
همانطور که بیان شد، زن به محض عقد مالک مهر میشود و میتواند از شوهر خود مطالبه نماید. برای تأمین حقوق خود، میتواند به دادگاه مراجعه کرده و اقدامات اجرایی صورت دهد. علاوه بر این، قانون به زن اجازه داده است که تا دریافت مهر خود از تمکین منع کند، که به آن حق حبس معروف است، به موجب ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی.
ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی تعیین میکند که زن میتواند تا دریافت مهر از شوهر از انجام وظایفی در برابر شوهر منع کند، به شرط آنکه مهر حال باشد و این اقدام میتواند حق نفقه را معلق نگه دارد. این حق حبس مشروط به این معنی است که مهر زن حال، بدون تعیین مدت و قابلیت وصول به واسطه عقد باشد. اما اگر مهر دارای مدت باشد، زن حق حبس را طبق ماده ۱۸۵ قانون مدنی نخواهد داشت.
اینکه زن قبل از دریافت مهر اقدام به تمکین کند، حق حبس او را لغو میکند و او دیگر نمیتواند از حق عدم تعدیل مهریه برای عدم انجام وظایف زناشویی استفاده کند، به طوری که ماده ۱۸۶ قانون مدنی این موضوع را واضحاً بیان کرده است: “اگر زن قبل از دریافت مهر به اختیار خود به انجام وظایفی که در برابر شوهر دارد بپردازد، دیگر حق حبس او ساقط خواهد شد و او نمیتواند از حق حبس به عنوان ادامه عدم تعدیل مهریه استفاده کند. حقی که زن برای مطالبه مهر دارد، در این صورت ناشزه نخواهد شد.”
هدف قانونگذار از وظایف زناشویی نزدیکی ویژه با شوهر و انجام تمکین خاص اوست، نه سایر وظایف. در ضمن، بر اساس ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی، زمانی که زن با اعمال حق حبس خود از تمکین خودداری کند، مستحق نفقه میباشد و این اقدام به عنوان ناشزه در نظر گرفته نمیشود.
دریافت مهریه
علاوه بر حق زوج برای انجام وظایف زناشویی تا زمانی که مهر به او تسلیم نشده است، ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی بیان میکند که زن به مجرد از عقد، مالک مهر میشود. در صورتی که مهر عین و معین باشد، آن مهر به طور مستقیم به مالکیت زن منتقل میشود، و اگر مهر عین کلی باشد مانند مقداری طلا یا یک مبلغ پول، شوهر به طور خودکار بدهکار به همسر خود میشود. اگر تعهدی برای پرداخت مهر به صورت مدت دار یا اقساطی وجود نداشته باشد، زن مجاز است که از شوهر خود مطالبه کند.
برای مطالبه مهریه، دو راه قانونی وجود دارد: استفاده از حقوق قضایی و رجوع به دادگاهها و استفاده از دایره اجرای ثبت.
در هنگام تنظیم قرارداد ازدواج، اطلاعات مربوط به مهریه و شرایط آن به طور معمول در سند قباله نکاح ذکر میشود. این سند که توسط سردفتر ازدواج تهیه میشود، به عنوان یکی از اسناد رسمی محسوب میشود. در صورتی که مدت زمانی مشخص برای پرداخت مهریه تعیین نشده باشد، زن پس از انجام عقد ازدواج میتواند اقدام به درخواست وصول مهریه نماید.
دادگاه نمیتواند با استناد به لازم الاجرا بودن سند قباله نکاح یا امکان وصول مهریه از طریق اجرای ثبت از مراجعه زن به دادگاه امتناع کند. به عبارت دیگر، اگر دادگاه پس از صدور حکم قطعی به دعوای زن پاسخ ندهد، زن میتواند بر اساس قانون اجرای احکام مدنی مصوب سال ۱۳۶۵، درخواست صدور اجرایی را داشته باشد. در صورت عدم اجرای حکم برای پرداخت مهریه، زن میتواند اموال شوهر خود را به دایره اجرای احکام معرفی کند تا این اموال از طریق توقیف و فروش، به منظور وصول مهریه مورد نظر او، به کار گرفته شود.
در مرحله دیگر، در مواقعی که اطلاعات مربوط به مهریه و ویژگیهای آن در سند قباله نکاح درج میشود، زیرا قباله نکاح از اسناد رسمی به شمار میآید. به علاوه، طبق مواد ۹۲ و ۹۳ قانون ثبت اسناد املاک و مدارک، سند رسمی مربوط به دیون، املاک و اعیان میتواند بدون نیاز به صدور حکمی از مراجع قضایی لازمالاجرا باشد. بنابراین، زن میتواند از طریق دایره اجرای ثبت و صدور اجرایی ثبتی، مهریه خود را جهت وصول درخواست نماید.
انحلال ازدواج در مهریه چه اثری دارد؟
انحلال نکاح، به دلایل مختلف، در برخی موارد در مهریه تأثیر میگذارد. در مورد مهرالمسمی، هرچند زن به مجرد مالک مهریه میشود و میتواند در آن دست بردارد، اما تأثیر انحلال نکاح در این مسأله متفاوت است. وقتی مهریه در عقد معین نشده و نکاح قبل از تعیین مهریه منحل شود، بسته به اینکه انحلال نکاح قبل یا بعد از نزدیکی اتفاق افتد، حکم مسئله متفاوت است.
در صورتی که نکاح قبل از تعیین مهریه و بعد از نزدیکی منحل شود، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود. اما اگر نکاح قبل از تعیین مهریه و قبل از نزدیکی انحلال یابد، تأثیر علت انحلال نکاح، مانند طلاق، فسخ، یا فوت، متفاوت است.
باید توجه داشت که طبق قوانین، اگر فسخ یا فوت قبل از نزدیکی و تعیین مهریه رخ دهد، زن حق هیچگونه مهریهای را نخواهد داشت.